السيد الخميني

53

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

قلوب ، مشرك است ، و به موجب اخبار اهل عصمت ، صلوات اللّه عليهم ، و به موجب آيهء شريفه مشمول غفران حق نمىشود . پس ، اى كاش اهل معاصى كبيره بودى و متجاهر به فسق بودى و متهتك حرمات ظاهره بودى ، و موحد بودى شرك به خدا نمىآوردى . حال اى عزيز ، فكرى كن و چاره‌اى براى خود پيدا كن ، و بدان كه شهرت پيش اين مردم ناچيز چيزى نيست ، و قلوب اين مردم ، كه اگر گنجشكى بخورد سير نمىشود [ 1 ] ، قدر و قابليتى ندارد ، و اين مخلوق ضعيف را قدرتى نيست ، قدرت فقط در دستگاه قدس ربوبيت پيدا مىشود و فاعل على الاطلاق و مسبب الاسباب . آن ذات مقدس است . تمام مخلوقات اگر پشت به پشت هم دهند كه يك پشه خلق كنند نتوانند ، و اگر پشه‌اى از آنها چيزى بربايد ، نتوانند پس بگيرند [ 2 ] . قدرت . پيش حق تعالى است . اوست مؤثر در تمام موجودات . با هر زحمت و رياضتى شده در قلب خود با قلم عقل نگارش ده كه لا مؤثّر في الوجود إلّا اللّه « نيست كار كنى در دار تحقق جز خدا . » « توحيد فعلى » را ، كه اول درجهء توحيد است در قلب ، با هر وسيله‌اى است جايگزين كن ، و قلب را مؤمن و مسلم نما به اين كلمهء مباركه و مهر شريف لا إله إلّا اللّه را بر قلب بزن ، و صورت قلب را صورت كلمهء توحيد كن و به مقام « اطمينان » برسان ، و به او بفهمان كه مردم نفع و ضرر نمىتوانند برسانند ، نافع و ضارّ خداست . اين كورى و نابينايى را از چشم خود بر طرف كن كه بيم آن است مشمول رَبّ لِمَ حَشَرْتَني أَعْمى . [ 3 ] گردى ، و در روز بروز سراير كور محشور گردى . ارادهء حق تعالى قاهر به همهء ارادات است ، اگر قلبت به اين كلمهء مباركه اطمينان حاصل كرد و او را تسليم اين عقيده نمودى ، اميد است كارت به انجام رسد و ريشهء شرك و ريا و كفر و نفاق از قلبت قطع شود . و بدان كه اين عقيدهء حقه مطابق با عقل و شرع است و توهّم جبر در اين نيست . ممكن است بعضيها كه از مبادى و مقدمات آن بىاطلاع‌اند و گوش آنها آشناى به بعضى مطالب نيست اين را رمى به جبر كنند ، با اينكه مربوط به جبر نيست . اين توحيد است ، جبر شرك است ، اين هدايت است ، جبر ضلالت است . اين جا مناسب بيان جبر و قدر نيست ، ولى پيش اهلش مطلب روشن است ، و غير آن را حق ورود در اين مطالب نيست ، بلكه صاحب شريعت نهى فرموده است از دخول به اين مطالب . [ 4 ] در هر حال ، از خداى مهربان در هر وقت ، خصوصا در خلوات ، با تضرع و

--> [ 1 ] قال أبو عبد اللَّه ( ع ) : يا بن آدم ، لو اكل قلبك طائر لم يشبعه . ( اى فرزند آدم ، قلب تورا اگر پرنده‌اى بخورد . سير نمىشود . ) اصول كافى ، ج 1 ص 93 ، « كتاب توحيد » ، « باب النهى عن الكلام في الكيفية » . حديث [ 2 ] اشاره است به آيهء مباركهء انَّ الَّذينَ تَدْعون مِنْ دُونِ اللَّه لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَو اجْتَمعُوا لَهُ وَ انْ يَسْلُبْهُمْ الذُبابُ شَيْئا لا يَسْتَنْقِذوُهُ مَنْهُ ضَعُفَ الطّالِبُ و المَطْلُوبُ . ( بدرستى غير خدايانى را كه مىخوانيد اگر چه گرد هم آيند مگسى را نخواهند آفريد ، و اگر مگسى چيزى از آنها بربايد ، نتوانند آن را بستانند ، خواهنده و خواسته شده هر دو ناتوان‌اند . » ( حج - 73 ) . [ 3 ] « پروردگارا ، چرا مرا كور برانگيختى . ؟ » ( طه - 125 ) . [ 4 ] امام صادق ( ع ) مىفرمايد كه امير المؤمنين ( ع ) در جواب شخصى كه ايشان را از « قدر » پرسيده بود فرمودند : بحر عميق فلا تلجه . ثمّ سأله ثانية فقال : طريق مظلم فلا تسلكه ، ثمّ سأله ثالثة فقال : سرّ اللَّه فلا تتكلّفه ( درياى ژرفى است ، در آن فرو مرو . پس ، بار دوّم پرسيد ، فرمود : راه تاريكى است آن را مپيما ، سوم بار پرسيد ، فرمود : راز خداست خود را به سختى مينداز . ) بحار الانوار ج 5 ، ص 97 ، « كتاب العدل و المعاد » ، « باب القضاء و القدر » ، حديث 22 .